قوم‌گرایی؛ آفت وحدت ملی و ضرورت بازگشت به مشروطه و شهروندی – فرشید نصرالهی

ارسال شده در: مقالات | 0

ایران، سرزمینی با تنوعی غنی از زبان‌ها، فرهنگ‌ها و آیین‌هاست؛ اما همین تنوع، اگر در بستر قانون و هویت ملی مدیریت نشود، می‌تواند به ابزار تفرقه بدل شود. در قرن بیست‌ویکم، یکی از بزرگ‌ترین تهدیدهای اجتماعی برای ایران، نه فقر اقتصادی یا فشار خارجی، بلکه قوم‌گرایی سیاسی است؛ پدیده‌ای که به‌نام «حق قومیت»، عملاً بنیان ملت را می‌فرساید.

ایرانیان؛ تنها ملتی که گذشته‌شان از حالشان روشن‌تر است – حامد سپهری

ارسال شده در: مقالات | 0

در آن سال‌ها، ایران در آستانه‌ی صنعتی شدن کامل بود؛ کشوری با رشد اقتصادی شتابان، دولت تکنوکرات و سکولار، جامعه‌ای با آزادی‌های اجتماعی گسترده، و مردمانی که پاسپورت‌شان در جهان اعتبار داشت.
در آن دوران، آرمان ایرانیان «پیشرفت» بود، نه بقا. «زندگی بهتر» هدف ملی بود، نه رؤیای ممنوع.

هیستری پهلوی‌ستیزی؛ بیماری لاعلاجی در روان‌سیاسی ایرانیان شکست‌خورده – حامد سپهری

ارسال شده در: مقالات | 0

در میان تمام بیماری‌های فکری و روانی که جامعه ایران طی نیم‌قرن گذشته گرفتار آن شده، هیستری پهلوی‌ستیزی از همه مزمن‌تر و لاعلاج‌تر است. این بیماری نه از جنس نقد منصفانه و عقلانی، بلکه از سنخ کینه‌ورزی بیمارگونه و نفرتِ نهادینه‌شده در ذهن نسلی است که نه از تاریخ می‌داند، نه از منطق تحلیل برخوردار است.

ایران در گره‌گاه سه جهان عقب‌مانده؛ ضرورت اراده ملی برای نجات – حامد سپهری

ارسال شده در: مقالات | 0

‏داریوش همایون،اندیشمند برجسته، در جمله‌ای ماندگار تصویری روشن از وضعیت تاریخی ایران ترسیم کرده است:

‏«ایران در گره‌گاه سه جهان عقب‌افتاده و گرفتار واقع است: جهان سوم، جهان خاورمیانه و جهان اسلام ولی به هیچ‌کدام از آن‌ها تعلق ندارد و باید خود را بر این جغرافیای عقب‌مانده سیاسی تحمیل کند.»

خطر سرکوب طرفداران شاهنشاهی مشروطه و دام حقانیت‌زدایی از شاه – هومن یوسفی

ارسال شده در: مقالات | 0

سرکوب و کنارزدن این طیف وفادار، بی‌تردید جریان تغییر از یک حکومت بیگانه، مرتجع و ضدملی به یک حکومت آزموده و ملی را متوقف خواهد کرد. خاموش کردن صدای طرفداران پادشاهی، به هر بهانه‌ای، خطر اختلال در اقتدار رهبر آلترناتیو واقعی جمهوری اسلامی را در پی دارد و می‌تواند در دوره گذار، زمینه‌ساز مشکلات جدی شود. اقتدار سیاسی و نفوذ رضا پهلوی، تنها بر شخصیت قابل اعتماد او تکیه ندارد، بلکه بر سرمایه اجتماعی گسترده‌ای استوار است که حتی گروه‌های جمهوری‌خواه را به تمکین و همکاری واداشته است.

سیاست‌ورزی و دیپلماسی؛ ضعف ساختاری مشروطه‌خواهان – هومن یوسفی

ارسال شده در: مقالات | 0

امروز، بیش از هر زمان، باید به تصمیمات رهبری که خود برگزیده‌ایم اعتماد و از آن پیروی کنیم. این همراهی، تنها راه افزایش اقتدار اجتماعی در برابر اقتدار سرکوبگر نظام است. متأسفانه بخشی از مشروطه‌خواهان، این اصل کلیدی را نادیده می‌گیرند. سیاست و میدان همیشه هم‌راستا نیستند، اما این تفاوت نباید موجب پراکندگی نظرات، تقابل با دیپلماسی، عدم پیروی و شکاف میان راس و به بدنه جنبش منجر شود.

همایش همکاری ملی برای نجات ایران، گامی بزرگ در راه عبور از حکومت جمهوری ۵۷ – هومن یوسفی

ارسال شده در: مقالات | 0

نشست مونیخ بازتابی از کل جامعه امروز ایران بود و از همین رو در دل‌ها نشست. بسیاری با شنیدن سخنان آسیب‌دیدگان اعتراضات، خانواده‌های دادخواه و عزیزان جاویدنام، یا با دیدن کلیپ‌های ویدئویی، اشک ریختند و از دل این اندوه و حسرت، امید و عزمی تازه برای مبارزه و پیروزی بر حکومتی که ایران عزیز را به فقر و خواری کشانده، پدید آورد.

اصلاح‌طلبان و سهم‌خواهی از قدرت پس از جمهوری اسلامی – هومن یوسفی

ارسال شده در: مقالات | 0

بیانیه اخیر میرحسین موسوی، با تاکید بر برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان، یکی از همین تلاش‌هاست. بی‌آنکه سازوکار اجرایی، نهاد برگزارکننده یا ناظر بر این فرآیند مشخص شود، این بیانیه راهی برای بازگشت اصلاح‌طلبان به عرصه قدرت پس از فروپاشی جمهوری اسلامی می‌گشاید در حالیکه همینک با دولت پزشکیان در دل جمهوری اسلامی، بر سفر انقلاب حضور دارند.

سرانجام قشر خاکستری و جنبش ملی در بزنگاه تاریخی ایران – هومن یوسفی

ارسال شده در: مقالات | 0

بدین‌سان، قشر خاکستری سال‌ها در ورطه تعلیق و تردید معلق ماند؛ نه در راه انتخاب آلترناتیو واقعی قدم گذاشت، نه کاملاً تسلیم بی‌عملی شد. این تعادل شکننده، همچون مردابی، جنبش پس گرفتن ایران را زمین‌گیر کرده و جامعه را در سرگردانی فرو برد.

انفعال عمومی در ایران: تحلیلی روان‌شناختی با نگاهی به پاتوکراسی و ناخودآگاه جمعی – هیلدا پارسا

ارسال شده در: مقالات | 0

جامعه ایران، با وجود نارضایتی گسترده از شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، در برابر حکومتی که می‌توان آن را با مفهوم «پاتوکراسی» آندری لوباچفسکی تحلیل کرد، گرفتار انفعال عمومی شده است. پاتوکراسی، به‌عنوان سیستمی که در آن اقلیتی با ویژگی‌های روان‌پریشانه قدرت را در دست دارند، نه تنها ساختارهای اجتماعی را تضعیف می‌کند، بلکه بر روان جمعی جامعه نیز تاثیر می‌گذارد.