چرا عنوان «شاهزاده» درست نیست! – فرشید نصرالهی

ارسال شده در: مقالات | 0

در فضای سیاسی امروز ایران، یکی از بحث‌های پرچالش، عنوان‌بندی و جایگاه حقوقی رضا شاه دوم است. برخی او را«شاهزاده» می‌خوانند، درحالی‌که از دیدگاه حقوقی و تاریخی این عنوان غلط و غیر قانونی است. «شاهزاده» یک عنوان تشریفاتی است، نه سیاسی.

واژه‌ی «شاهزاده» برخلاف ظاهرِ پرطمطراقش، مفهومی غیرفعّال و صرفاً تشریفاتی دارد. شاهزاده‌ها در اکثرفرهنگ‌ها نماد «زادگان سلطنت» هستند؛ کسانی که نقشی رسمی و مشروع در سیاست ندارند مگر آنکهنایب‌السلطنه یا ولیعهد باشند.

این دقیقاً دلیل اصلی است که مخالفان رضا شاه دوم  از این عنوان استقبال می‌کنند: چون او را از مقام «پادشاه در تبعید » به سطح یک شخصیت تزئینی و بی‌قدرت تقلیل می‌دهد. در فرهنگ ایرانی نیز «شاهزاده» همیشه با مفهوم فرزند شاه دربارنشین گره خورده، نه با رهبری سیاسی. حتی درشاهنامه، شاهزادگان تنها زمانی اهمیت پیدا می‌کنند که تاج‌گذاری کنند—از رستم و فریدون تا همایون و کی‌قباد.

و چرا «رضا شاه دوم»؟ برخلاف «شاهزاده»، عنوان رضا شاه دوم دارای سه ویژگی مهم است:

الف) پیوستگی تاریخی

ایران تنها یک سلسله نبود؛ استمرار سیاسی داشت. درست همان‌گونه که در انگلستان «چارلز سوم» به‌عنوان ادامهٔ سنت سلطنتی معرفی می‌شود، عنوان «رضا شاه دوم» نوعی ادامه منطقی و تاریخی پس از رضاشاه بزرگ است: آغازگر مدرن‌سازی ایران.

ب) بار سیاسی فعال

«شاه» در فرهنگ ایرانی نماد اقتدار، مسئولیت و رهبری است. حتی مخالفان پادشاهی  نیز می‌پذیرند که شاه بودن—نه شاهزاده بودن—پدیده‌ای فعال و دارای قدرت سیاسی است.

وقتی او را «شاه دوم» می‌نامند، در واقع به او مقام بالقوهٔ رهبری سیاسی می‌دهند؛ چیزی که واژه «شاهزاده» آشکارا فاقد آن است.

پ) انسجام روایی

تاریخ‌نویسی مدرن به «روایت» اهمیت می‌دهد. از نظر روایی، «رضا شاه دوم» مفهومی یکپارچه می‌سازد:

نسل اول پهلوی (رضاشاه) نسل دوم (محمدرضا شاه) ادامهٔ طبیعی: رضا شاه دوم.

این همان منطقی است که بسیاری از هواداران جنبش مشروطه‌خواهی پذیرفته‌اند.

ایرانی‌ها شاه می‌شناسند، شاهزاده نه!

در ادبیات و فرهنگ ایران، «شاه» مفهومی ریشه‌دار دارد:

    •    شاهنامه فردوسی

    •    تاریخ پادشاهی ایران‌زمین

    •    حتی ترانه‌ها و ضرب‌المثل‌ها

اما «شاهزاده» همیشه نقشی کم‌رنگ داشته است. شاهزادگان در تاریخ ایران اغلب به‌عنوان رقبا، مدعیان یا عناصردرباری شناخته می‌شدند، نه رهبران سیاسی. به همین دلیل، از نظر فرهنگی هم ایرانی‌ها شاه را جدی می‌گیرند، نه شاهزاده را. عنوان درست، معنا را عوض می‌کند. عنوان‌ها فقط کلمه نیستند؛ معنا تولید می‌کنند.

وقتی کسی را «شاهزاده» می‌نامیم، او را در جایگاهی تشریفاتی، بدون پشتوانه سیاسی و بدون مسئولیت تاریخیقرار می‌دهیم.

اما وقتی بگوییم رضا شاه دوم:

    •    او را در امتداد تاریخ معاصر قرار می‌دهیم

    •    بار مسئولیت سیاسی برای آینده ایران تعریف می‌کنیم

    •    از نظر فرهنگی با سنت‌های ایرانی سازگارتر عمل می‌کنیم

    •    و مهم‌تر از همه: عنوانی مشروع‌تر، فعال‌تر و دقیق‌تر ارائه می‌دهیم

بنابراین، اگر بحث بر سر جایگاه سیاسی رضا شاه دوم  پهلوی باشد، عنوان «شاهزاده» عملاً هیچ پشتوانه‌ای ندارد؛نه از نظر حقوقی، نه تاریخی، نه فرهنگی.

اما «رضا شاه دوم»، اگرچه الزاماً به‌معنای سلطنت‌طلبی نیست، یک عنوان سیاسی و تاریخی معنادار است؛ عنوانیکه جایگاه واقعی‌تری در نزاع امروز سیاست ایران دارد.

فرشید نصرالهی

پاسخی بگذارید