در پی اعلام آتشبس، جمهوری اسلامی بهطور مداوم و رو به افزایش در حال خط و نشان کشیدن برای آمریکا، اسراییل و امارات است. سیاست بهظاهر مماشات آمریکا با جمهوری اسلامی، باقیمانده مسئولان حکومت را دچار توهمی مضاعف پیروزی در میدان جنگ کرده است. طبق تجربه ۴۷ سال گذشته شاهدیم شعور افراد حاکم بر ایران اشغالی از درک این موقعیت و شرایط واقعی عاجز بوده و با توهم رهبریت جهان اسلام و نقطه ثقل مبارزه با استکبار جهانی به راه تباهی ادامه میدهد.
عمر جمهوری اسلامی به پایان رسیده است، نه حقانیت نزد ملت ایران دارد و نه متحد واقعی در عرصه بینالملل. اما آنچه در این یادداشت قصد تاکید دارم و باید به آن توجه کرد، واکنش اقتصاد چین به اتفاقات در حال تکمیل در منطقه خاورمیانه و مخصوصا مداخله نظامی آمریکا-اسراییل و محاصره تنگه هرمز است. توجه به این نکته میتواند در این دریای متلاطم خبر و خبرسازی زاویه دید روشنتری نسبت وقایع آینده پیش روی ما قرار دهد.
برای این کار میتوان با بررسی رکود رشد اقتصادی چین، خصوصا در صنعت خودروسازی در ۴ ماهه سال ۲۰۲۶ و تاثیر قطع جریان انرژی ارزان قیمت به آن کشور شروع کرد. صنعت خودروسازی چین از دو جهت بسیار حیاتی است. از یک سو به شریان انرژی خارج متکی است و از دیگر سو به واسطه تولید اشتغال داخلی نقش مهمی در اقتصاد و درآمد سرانه این کشور دارد.
رشد سریع و بالای اقتصادی، چین را تبدیل به ابرقدرتی با اشتهای زیاد بدل کرده که بیتوجه به قوانین و معاهدات بینالمللی حالا مدعی برآوردن نظم نوینی در جهان است تا ردایی درخور قامت جدید خود بهدست آورد.
پس از آنکه سیاست افزایش تعرفه توسط ترامپ، رهبر چین را به راه نیاورد، رییسجمهور ترامپ را وادار کرد تا با اتخاذ سیاست دیگری هژمونی آمریکا را حفظ و ترمیم کند. ابتدا مادورو، دیکتاتور ونزوئلا، متحد چین را که زیر گوش ایالات متحده در قاره آمریکا نقش ستون پنجم داشت، با عملیات شگفتآور «نیزه جنوب» از معادلات چین خارج کرد. مهره بعدی جمهوری اسلامی بود که باید از سبد چین خارج میشد.
اما برکندن غده سرطانی جمهوری اسلامی بیش از حمله نظامی و بمب و موشک نیاز دارد. یکی از این اقدامات، قطع منابع مالی و درآمد جمهوری اسلامی برای تسریع در ریزش و دفع نیروهای سرکوب و نیابتی است.
آنچه باعث شد تا ایالات متحد امریکا و شخص ترامپ با اطمینان از آینده گام بعدی کنترل اقتصادی چین را در زمین ایران بردار، اعتراضات میلیونی ملت ایران بود که با فراخوان رضا شاه دوم به میدان آمدند و خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی و بازگشت پهلوی شدند. این اعتراضات مسالمتآمیز با واکنش وحشیانه حکومت و قتلعام معترضین، بهشدت و خونبار سرکوب شد. کشتاری که در تاریخ معاصر جهان سابقه نداشته است. درخواست ملت ایران برای مداخله و کمک جهان آزاد در پی قتلعام معترضین توسط رژیم اسلامی ، همپوشانی منافع ایران و آمریکا را بوجود آورد تا زمینه سیاسی و حقوقی ارسال کمک فراهم شود. عاملیت ملت ایران و حضور آنها در میدان و ابراز آشکار خواست خود که بهطور مشخص بازگشت پهلوی، ارتباط و اتحاد با آمریکا و اسراییل بود، خطر هرجومرجی مانند عراق بعد از صدام را تا حد قابل اطمینانی برطرف کرد. جنبشی ملی با گفتمانی مشخص و رهبری با سرمایه اجتماعی فوقالعاده بالا تضمینکننده آینده ایران است.
اما برکندن غده سرطانی جمهوری اسلامی بیش از حمله نظامی و بمب و موشک نیاز دارد. یکی از این اقدامات، قطع منابع مالی و درآمد جمهوری اسلامی برای تسریع در ریزش و دفع نیروهای سرکوب و نیابتی است. اگر حکومت امکان تامین مالی اراذل و اوباش تحت فرمان خود را نداشته باشد، مانند شیمیدرمانی این سلولهای مخرب سرطانی ضعیف و از بین خواهد رفت و خطر تخریب و خرابکاری آنها را در دوران گذار و حکومت بعدی تا حدود زیادی از میان بر خواهد داشت.
بر سیاق و رویه متوهمانه و سیاست غیر عقلانی، جمهوری اسلامی تهدیدات علیه امنیت تنگه هرمز و همسایگان جنوبی خلیج پارس را عملی و پیاده کرد. این همان تلهای بود که آمریکا امیدوار بود حکومت پس از تلف شدن سران نظام در آن گرفتار شود. بستن تنگه هرمز و به خطر انداختن دریانوردی آزاد، باجگیری از کشتیها و حمله موشکی و پهپادی به کشورهای همسایه عملیات انتحاری بود که فقط از صاحبان قدرت نادان جمهوری اسلامی برمیآمد.
بر سیاق و رویه متوهمانه و سیاست غیر عقلانی، جمهوری اسلامی تهدیدات علیه امنیت تنگه هرمز و همسایگان جنوبی خلیج پارس را عملی و پیاده کرد. این همان تلهای بود که آمریکا امیدوار بود حکومت پس از تلف شدن سران نظام در آن گرفتار شود. بستن تنگه هرمز و به خطر انداختن دریانوردی آزاد، باجگیری از کشتیها و حمله موشکی و پهپادی به کشورهای همسایه عملیات انتحاری بود که فقط از صاحبان قدرت نادان جمهوری اسلامی برمیآمد.
این اقدام احمقانه جمهوری اسلامی از چند نظر مطابق سیاست آمریکا بود. از طرفی دشمن مشترک باعث تقویت روابط اسراییل با کشورهای عربی حاشیه خلیج پارس شد (رجوع کنید به استقرار گنبد آهنین اسراییل در امارات متحده) و از طرف دیگر نفوذ و انحصار تاریخی انگلیس در دریانوردی این منطقه را حذف کرد.
اما مهمترین هدف ایالات متحده و رییسجمهور ترامپ نیز محقق گردید. حالا آمریکا بدون درگیری نظامی مستقیم با چین، بهراحتی گلوگاه تامین انرژی چین را مسدود کرد.
ناوگان سایه جمهوری اسلامی برای ما شبح بود، اما برای افرادی که از تولید نفت مالزی و فروش دو برابر کل تولیدش به چین آگاه بودند، نشانه آشکار در کشتیبهکشتی شدن نفت ایران به مقصد چین بود. حال این جریان انرژی با حماقت جمهوری اسلامی قطع شده است. حالا از این ناوگان فقط شبحی باقی مانده است.
بر همین اساس، در روزهای پیش رو و با ادامه محاصره دریایی و بسته ماندن تنگه هرمز، چین اجبارا دست خود را برای احیای شریان انرژی رو خواهد کرد و پس از آن ترامپ تصمیم نهایی درباره گزینههای موجود درباره جمهوری اسلامی را به اجرا خواهد گذاشت و اگر ترامپ لازم ببیند برای ادامه فشار بر اقتصاد چین لازم باشد، باز هم به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد. بنابراین نظر میتوان نتیجه گرفت که امریکا همراه با اسراییل یا با جنگ و شکست حکومت اسلامی و یا تحمیل تسلیم بلاشرط، جمهوری اسلامی را ناکار کرده و آنگاه شرایط لازم برای بازگشت ملت ایران به میدان آماده خواهد شد.
نکته دیگری که باید به آن از زاویه چین نگاه کرد، مواضع کشورهای اروپایی و حمایت آنان از جمهوری اسلامی است. اگر بپذیریم که بازی اصلی و بزرگتر کنترل و مهار چین افسارگسیخته است، باید قبول کنیم حمایت چند کشور قدرتمند و موثر اروپایی از حکومت خونخوار و جنایتکار جمهوری اسلامی، گذشته از نفوذ تفکر ارتجاعی چپ، ناشی از نفوذ اقتصادی چین در بازار مصرفی اروپاست. میزان سرمایهگذاری پنهان چین کمتر از سرمایهگذاری کشورهای عربی در غرب نیست و این نفوذ در نهادهای فاسد شدهای مانند اتحادیه اروپا در رفتارهای متناقض و برخلاف شعارهای حقوق بشری اروپا بهشدت تاثیرگذار است.
آمریکا و ایران آزاد در آینده شرکا و همپیمانان استراتژیک خواهند بود و نقش بزرگی در هدایت منطقه و پاسداری از نظم جدید جهانی بر علیه هژمونی چین و روسیه خواهند داشت. از طرف دیگر نزدیکی ایران و اسراییل مانع هژمونی اعراب منطقه بر علیه اسراییل در آینده خواهد شد. خرید صدها میلیارد تسلیحات پیشرفته از سوی کشورهای حاشیه خلیج پارس صرفا برای حفاظت از لنجهای ماهیگیری نیست و با توجه به ساختار اجتماعی و بافتار افکار عمومی اعراب منطقه در خصوص اسراییل و متقابلا نزدیکی ملی میان دو ملت ایران و اسراییل بهعنوان متحدین طبیعی، تنها زمانی صلح پایدار برقرار خواهد شد که پیمان ابراهیم به پیمان کوروش ارتقا پیدا کند.
این موضوع نیز قابل ذکر است که از یک سو اهمیت ایران در عرصه جهانی، حتی در بدترین و ضعیفترین حالت خود، باعث غرور ایرانیان است و از طرفی وجود حکومتی ضدایرانی که با سیاستهای احمقانه نقش ایران را از بازیگر مهم منطقه و جهان به بازیچه رقابت میان قدرتهای دنیا تبدیل کرده، غمبار و بهشدت تاسفآور است.
آمریکا و ایران آزاد در آینده شرکا و همپیمانان استراتژیک خواهند بود و نقش بزرگی در هدایت منطقه و پاسداری از نظم جدید جهانی بر علیه هژمونی چین و روسیه خواهند داشت. از طرف دیگر نزدیکی ایران و اسراییل مانع هژمونی اعراب منطقه بر علیه اسراییل در آینده خواهد شد. خرید صدها میلیارد دلار تسلیحات پیشرفته از سوی کشورهای حاشیه خلیج پارس از آمریکا صرفا برای حفاظت از لنجهای ماهیگیری نیست و با توجه به ساختار اجتماعی و بافتار افکار عمومی اعراب منطقه در خصوص اسراییل و متقابلا نزدیکی ملی میان دو ملت ایران و اسراییل بهعنوان متحدین طبیعی، تنها زمانی صلح پایدار برقرار خواهد شد که پیمان ابراهیم به پیمان کوروش ارتقا پیدا کند.
جمهوری اسلامی مرده است، جسد متعفن آن نیز بهزودی توسط ملت ایران در زبالهدان تاریخ دفن و دفع خواهد شد. من مطمئنم شرایط برای نقشآفرینی و بهدست گرفتن رشته امور برای ما ملت ایران با فراخوان نهایی مهیا خواهد شد. این فراخوان بر اساس اطلاعات و ارتباطاتی که فقط فردی در سطح رهبر انقلاب ملی شیر و خورشید دارد، به هنگام مناسب اعلام خواهد شد. باور دارم که نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.
پاینده ایران
جاوید شاه








پاسخی بگذارید