گرامیداشت زنده‌یاد داریوش همایون بمناسبت یازدهمین سال درگذشتش

ارسال شده در: مقالات | 0

داریوش همایون سیاستمداری که سابقه حضور در حزب سومکا (سوسیالیست ملی کارگران ایران) و حزب رستاخیز را داشت و در زمان نخست وزیری جمشید آموزگار وزیر اطلاعات و جهانگردی بود در سال 1373 حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) را تاسیس کرد و بعنوان یادگاری ارزشمند از خود بجا گذاشت.

در توییتر بنیاد داریوش همایون آمده: رضا مقصدی، شاعری که می‌گفت: خوشا به حال آنانی که حتی در “غیاب”‌شان حضور دارند و بدا به حال آنانی که حتی با “حضور”شان، “غایب”‌اند»

حزب مشروطه ایران حاصل نبوغ سیاسی و بلوغ فکری داریوش همایون است و  از جهات مختلف برای ایران و مخالفین حکومت جمهوری اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار است که باید با دیدی موشکافانه به آنها پرداخت.

این حزب با ایدئولوژی و هدف مشخصی تاسیس شد. با توجه به شرایط حاکم بر ایران بعنوان یک حزب اپوزیسیون حکومت شکل گرفت و در مجموع میتوان ایده آن را بعنوان آلترناتیو اصلی برای بعد از براندازی جمهوری اسلامی در نظر گرفت. داریوش همایون در سخنرانی پایانی کنگره پنجم حزب مشروطه ایران در سال 2004 با صراحت بر این موضوع تاکید میکنند:

از ویژگی‌های حزب مشروطه ایران این است که نه برای سازمان دادن یک گرایش با نمایندگان یک لایه اجتماعی و حتی صرفا برای مبارزه با جمهوری اسلامی، بلکه بر یک ایده، ایده ساختن جامعه ای با نظام ارزشهای لیبرال دمکراسی پایه گذاری شده است.

تاکید داریوش همایون بر مشروطه و نامگذاری این حزب با این عنوان بی دلیل نیست. علت اینکه چرا همایون این نام را انتخاب کرد را میتوان در سخنانش جست.

زنده یاد همایون طی سخنرانی خود در دفتر پژوهش ح.م.ای در سال 2009 در جواب این سوال که آیا ما ایدئولوژی داریم؟ پاسخ میدهند:

البته داریم. ایدئولوژی ما مشروطه است. که لیبرال دمکراسی را برای معرفی بهتر آن به صفات حزب اضافه کردیم. (ص351-کتاب مشروطه نوین)

ابدئولوژی خطرناک است بله، ولی کدام ایدئولوژی؟ اگر تعریف ایدئولوژی را فاشیسم و اسلام و کمونیسم بدانیم بله همین طور است ولی احزاب اروپائی، ایدئولوژیهای خود را دارند، همه بر پایه لیبرال دموکراسی.

ما آیا ایدئولوژی داریم یا نه؟ البته داریم. ایدئولوژی ما مشروطه است که لیبرال دموکراسی را برای معرفی بهتر آن به صفات حزب اضافه کردهایم.

ایدئولوژی همیشه در حال تغییر نیست ولی آماده عوض شدن هست. لیبرال دموکراسی بی عنصر ترقی‌خواهی کافی نیست چون یک موضوع مهم در آزادی و حقوق بشر این است که فرد انسانی آزاد باشد و آگاه باشد تا بتواند از حقوق خود دفاع کند. اینکه تودهای از زنان ایرانی یا زنان عرب و افغان، سرنوشت وحشتناکشان را حق خودشان میدانند و معتقدند مرد میتواند چند زن داشته باشد و گاهی میروند خودشان برایش خواستگاری میکنند، این افراد باید آگاه شوند و آزاد باشند و دفاع کنند از حقشان و بتوانند رای بدهند و اینها نیاز به عنصر ترقی خواهی دارد. به آموزش و اقتصاد مناسب، به پایان دادن ارباب و رعیتی. پس لیبرال دموکراسی اسباب میخواهد و ترقیخواهی اسباب لیبرال دموکراسی را فراهم میکند. 

از معدود افرادی که تلاش کردند تا نهضت مشروطه را به شکل یک ایدئولوژی تئوریزه کنند، فریدون آدمیت بود که در کتابهای “ایدئولوژی نهضت ملی مشروطیت ایران” و “فکر دمکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران” و دیگر آثار خود به این موضوع پرداخته است.

آدمیت نهضت ملی مشروطیت در ایران را یک جنبش آزادیخواهانه طبقه متوسط شهرنشین میدانست که مهمترین عناصر تعقل اجتماعی و ایدئولوژی آن، نهضت را دمکراسی سیاسی یا لیبرالیسم پارلمانی میساخت. (ص4-پاراگراف اول کتاب فکر دمکراسی)

آدمیت بدرستی عقیده داشت که تکیه‌گاه فلسفی دمکراسی سیاسی فردیت است، پایه اش انتخابات آزاد و آزادی‌های اجتماعی، مظهرش نظام پارلمانی است و منشا تفکر دمکراسی اجتماعی اصالت جمع است، پایه اش تامین عدالت اجتماعی، از میان برداشتن نابرابری‌های اجتماعی، تضمین مساوات اقتصادی و بالاخره اجتماعی ساختن قدرت اقتصادی و سیاسی. . (ص5-پاراگراف آخر کتاب فکر دمکراسی)

 با کنار هم قرار دادن این نظرات میتوان نتیجه گرفت که زنده یاد داریوش همایون با توجه به نهضت مشروطیت در ایران و نگرش ترقی خواهانه آن همراه با الویت بر فردیت سیاسی در کنار دمکراسی بعنوان یک ابزار ایده حکومتی بر ایران را ساخته و پرداخته است که نتنها حزب لیبرال دمکرات بلکه همه احزابی که به نظم لیبرال دمکراسی پایبند باشند مجال حضور و فعالیت پیدا کنند. مانند همه کشورهای پیشرفته و جوامع مدرن که نظام لیبرال دمکراسی را بعنوان نظن نوین جهانی پذیرفته‌اند و همه طیفهای سیاسی را در خود جا داده اند.

 بنظر میرسد آنچه باعث شده که گروهها و یا احزاب مخالف جمهوری اسلامی تا به امروز با حزب مشروطه ایران همراهی لازم را نداشته باشند، تفکر تمامیت خواه آنان و یا اعتقاد به نظامهای دیگری مانند کمونیسم، فاشیسم فرقه و یا قبیله گرا بوده که خود را نه در قامت یه حزب سیاسی برای مشارکت در اداره کشور بلکه بعنوان حکومت جانشین جمهوری اسلامی میبینند. نمونه این عقاید را میتوان میان گروههایی که به جمهوری فدرالیسم تمایل دارند جست.

این گروهها که تکیه‌گاه سیاسی را نه فردیت که بر اساس قوم، قبیله و یا فرقه مذهبی میدانند توانایی همکاری با نظم لیبرال دمکراسی که بر اساس حقوق شهروندیست ندارند.

در اینجا باید به این نکته مهم اشاره کرد که زنده یاد داریوش همایون با استفاده از تجربیات نهضت مشروطه بدنبال اختراع مجدد چرخ نبود و با تکیه بر تجربیات تاریخی و روند جنبشهای آزادیخواهانه و ترقی‌خواه ایرانی خواستار ادامه مسیر بسمت مدرنیته بود. مسیری که با انقلاب بربرها در سال 57 قطع و به بیراهه رفت.

همین دید و اندیشه‌های همه شمول حزب مشروطه و همینطور استمرار و پافشاری بر روی اصول و ارزشهای ملی و انسانی بوده است که نظر و اعتماد شاهزاده رضا پهلوی و بسیاری از جوانان را جلب کرده است.

  حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) میراث گرانبهای زنده یاد داریوش همایون توسط اعضای این حزب تا به امروز بدرستی حفظ و نگهداری شده است. اما مانند هر ایده دیگری باید پرورش و بروز شود.

ایده‌ای که زنده یاد داریوش همایون زنده کرد جوابگوی همه سوالات مخالفان فرقه تبهکار خواهد بود اگر همه اعضا به مسئولیت و وظیفه سنگینی که بر عهده آنان است واقف گردند.

پاینده ایران

جاوید شاه.