در تجمعات «روز جهانی اقدام» یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۰ مه ۲۰۲۶) که با فراخوان رضاشاه دوم در شهرهای مختلف دنیا برگزار شد، حضور جمعی از ایرانیان با تیشرتهای یکدست با آرم سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) در مرکز شهر رگنزبورگ در ایالت بایرن در جنوب آلمان باعث بروز واکنشهای مختلف و متضادی از سوی موافقین و مخالفین گردید. در این یادداشت به این کنش و واکنشهای پیرامون آن، ارتباط آن با جنگ روایتها و ارزیابی پیشرفت در سازماندهی فعالان سیاسی میپردازم.

همانگونه که انتظار میرفت، تمامی گروههای دخیل و اثرگذار در انقلاب شوم ۵۷ از اقبال عمومی به سازمان امنیت و اطلاعات کشور در دوران پهلوی، در میان مخالفان حکومت، بهشدت خشمگین شدند و میکوشند با تمام توان از فروپاشی روایتهایی جلوگیری کنند که زمینهساز بلای ۵۷ شد.
روایتهایی که از ساواک، دیوی مخوف و خونخوار در برابر آزادیخواهان ساخته بود و در تمام این سالها همچون اهرمی برای تقبیح، محکوم و منکوب کردن طرفداران پادشاهی پهلوی و شاهنشاه آریامهر فقید بهکار میرفت؛ و مهمترین ابزار برای حقانیتزدایی از پهلوی و حکومت ملی ایران بود.
ساواک نهادی است که بهخاطر شرایط زمانی و نوع فعالیتش، محل مناقشات و اختلافات سیاسی بسیاری در تاریخ معاصر ایران شده و با توجه به اینکه نهایتا جریان مخالف حکومت پادشاهی پهلوی موفق شد با تاسیس جمهوری اسلامی کنترل روایتسازی و انتشار وقایع را بهدست بگیرد، نقش و واقعیت این سازمان دههها در سایهای از تحریف و روایتهای جعلی مخالفانش قرار گرفت.
همانگونه که انتظار میرفت، تمامی گروههای دخیل و اثرگذار در انقلاب شوم ۵۷ از اقبال عمومی به سازمان امنیت و اطلاعات کشور در دوران پهلوی، در میان مخالفان حکومت، بهشدت خشمگین شدند و میکوشند با تمام توان از فروپاشی روایتهایی جلوگیری کنند که زمینهساز بلای ۵۷ شد. روایتهایی که از ساواک، دیوی مخوف و خونخوار در برابر آزادیخواهان ساخته بود و در تمام این سالها همچون اهرمی برای تقبیح، محکوم و منکوب کردن طرفداران پادشاهی پهلوی و شاهنشاه آریامهر فقید بهکار میرفت؛ و مهمترین ابزار برای حقانیتزدایی از حکومت ملی ایران بود.
این سازمان که در اوج جنگ سرد و فعالیت فرقهها، گروهها و افراد مخرب و تروریستی در ایران، وظیفه حفظ امنیت، حفاظت اطلاعات و مقابله با عملیاتهای تروریستی را بر عهده داشت، توسط فتنهگران ۵۷ بهشدت با بمباران دروغ و تحریف روبهرو شد. اتحاد شوم سرخ و سیاه در ایران، همراه با چپ جهانی و با سواستفاده از نفوذ خود در سازمانهای حقوق بشری، با انتشار دروغ و اطلاعات غیر واقعی تلاش مستمری برای ساختن و نمایش چهرهای پلید و ضد بشری از ساواک داشتند. این روایتهای جعلی همچنان آلت دست به اصطلاح خبرنگاران و اکتیویستهای چپ و اسلامگرا است تا با آن گفتمان پادشاهیخواهی و شخصیت، سابقه خانوادگی رضا شاه دوم و کاریزمای ناشی از نهاد تاریخی سلطنت را با این دستاویز تخریب کنند. این موضوع همچنان بهانهای است تا همچون خبرنگار چپگرای آلمانی بتواند با ساخت تله اخلاقی غیر واقعی رضا شاه دوم را مقابل آریامهر قرار دهد.

قلب واقعیت توانست تا مدتها جای تروریست و پاسدار نظم را در تاریخ عوض کند. تروریستهایی که هیچ کوتاهی در بمبگذاری، ترور افراد عادی یا مقامات داخلی و خارجی نمیکردند، تبدیل به نیروهای اخلاقمدار و مبارزان آزادی شدند و ساواک سازمانی مخوف معرفی شد که گویا تنها وظیفهاش سرکوب و شکنجه این نیروهای خیرخواه، آزاداندیش و آزادیخواه بود. این روایتهای جعلی را با تمام توان و قدرت پروپاگاندا برای حقانیتزدایی از حکومت پهلوی در ایران و خارج از کشور جا انداختند تا هرگونه حمایت از حکومت پهلوی یا مخالفت با انقلاب ۵۷، غیرانسانی و مغایر با حقوق بشر جلوه کند.
با گذشت نزدیک به پنج دهه حکومت اوباش بر ایران، بسیاری از حقایق روشن شد و حقانیت ساواک، اهمیت فعالیت این سازمان و جنبههای مثبت عملکرد آن، از زیر آوار سنگین دروغ و تحریف بیرون آمد. این سازمان همچون بقیه سازمانهای اطلاعاتی دنیا دچار اشتباهات و خطاهایی شده است اما داوری تاریخ، بیگمان به نفع ساواک و ماموران و کارمندان آن است.

آمار دروغین و جعلی درباره تعداد زندانیان سیاسی، ماهیت واقعی و تروریستی زندانیان امنیتی که به دروغ زندانی سیاسی معرفی میشدند، همچنین شکنجهها و خاطرات کذب از شکنجههای ساواک، بهتدریج افشا شد و روایتهای جعلی ۵۷ی، یک به یک فروریخت.
آزادی تروریستهای دستگیر شده توسط ساواک پس از انحلال سازمان امنیت کشور توسط شاپور بختیار و به قدرت رسیدن بسیاری از آنان پس از پیروزی انقلاب بربرها، شاهدی تاریخی بر حقانیت ساواک بود. سابقه خونین و کارنامه سیاه عاملان قتل، کشتار، شکنجه و ویرانی ایران ــ کسانی که به دروغ مبارزان آزادیخواه و زندانی سیاسی به جهان معرفی شده بودند ــ اکنون درستی فعالیت ساواک و دستگاه داوری پیش از انقلاب ۵۷ را آشکار کرده است.
اشتیاق و علاقه برخی فعالان سیاسی ایران برای به نمایش گذاشتن نشان ساواک در تجمعات، بروز اجتماعی یک تغییر فکری و ذهنی عمیق و تغییر گفتمان غالب در جامعه است و اعلام میکند که دیگر روایتهای رسمی حکومت و گروههای ۵۷ی را نمیپذیرند.
در این گونه کنشها، دو نکته مهم و قابل توجه وجود دارد. خصوصا درباره ساواک و هزینه بالای دفاع از آن، بهخاطر هجمه گروههای ضدایرانی و تحریفکنندگان تاریخ، میتوان گفت جامعه و بخشی از فعالان سیاسی به چنان درجهای از شجاعت و باور رسیدهاند که دیگر مرعوب روایتهای جعلی راویان پرصدا و پرمدعا نمیشوند و با بیپروایی در تلاش هستند روایت خود را بروز داده و به اشتراک بگذارند.

اهمیت این موضوع در آن است که نخستین گام موفقیت در یک جنبش انقلابی، پیروزی در جنگ روایتهاست. دلیل واکنش جنونآمیز فرقههای تروریستی و دخیل در بلای ۵۷، مانند مجاهدین، چریکهای فدایی، تودهایها، جریانهای اسلامی و اصلاحطلبان، دقیقا شکست در مهمترین مرحله دگرگونی جامعه، ارزشها و اهداف آن است. عرصه روایت و روایتگری را با وجود بهره مندی از تمامی امکانات رسانهای و مالی را به جامعه و مخالفان خود باختهاند.
اشتیاق و علاقه برخی فعالان سیاسی ایران برای به نمایش گذاشتن نشان ساواک در تجمعات، بروز اجتماعی یک تغییر فکری و ذهنی عمیق و تغییر گفتمان غالب در جامعه است و اعلام میکند که دیگر روایتهای رسمی حکومت و گروههای ۵۷ی را نمیپذیرند.
نکته قابل تامل دیگر، تغییر شکل تجمعات و شیوه مبارزه فعالان سیاسی است. زمانی که مطالبات جامعه نادیده گرفته شود، هنگامی که مبارزات مسالمتآمیز اکثریت جامعه توسط اوباش سپاهی، بسیجی و نیروهای نیابتی قتلعام و سرکوب گردد، زمانی که صدای اکثریت با استفاده از رسانه و بلندگو خفه شود، وقتی اینترنت را برای ملت ایران قطع کنند تا روایت جعلی حکومت جای روایت واقعی و نظر اکثریت را بگیرد، و هنگامی که برای منکوب کردن یک ملت، به آنان انگ فاشیسم بزنند و با بیاخلاقی به خواست و گفتمان غالب جامعه حمله کنند، طبیعی است که دیگر از اقبال اجتماعی برخوردار نخواهند شد. در چنین شرایطی، مدارا و شکیبایی اکثریت جامعه بهتدریج فرسوده میشود و شیوه مبارزه بهگونهای تغییر میکند که دیگر مطلوب اقلیت تمامیتخواه نخواهد بود.
مقایسه تجمعات ایرانیان خارج از کشور در چند سال اخیر، بهروشنی نشان میدهد که این گردهماییها از حضور صرفا هیجانی و احساسی ــ که وابسته به وضعیت اعتراضات داخل ایران بود ــ بهتدریج به سمت بروز گروهها و انجمنهایی حرکت کرده که رفتار جمعی هماهنگ از خود نشان میدهند. این گروهها و انجمنهای شهروندی پیشتر نیز وجود داشتند، اما کمتر بروز بیرونی و اجتماعی پیدا میکردند و بیشتر تحت تاثیر رفتار جمعی قرار میگرفتند.
مرتجعان سرخ و سیاه همواره مدعی سازماندهی و بسیج تودهها بودند و مخالفان حکومت ۵۷ در این زمینه دچار ضعف محسوب میشدند. اکنون اما شاهد هستیم که تجمعاتی که با فراخوان رهبر انقلاب ملی برگزار میشود، بدون وابستگی مالی و اجرایی به دولتهای خارجی، با نظم و آراستگی متناسب با گفتمان ملیگرایی ایرانی، همراه با نمادها و نشانههای یکدست و پرچم یگانه ایران، و بدون نیاز به حضور فرقههای ضدایرانی، بهخوبی برگزار میشوند و با استقبال گسترده بخشی از جامعه ایرانی خارج از کشور همراه هستند.
با آغاز خیزش ۴۰۴ و انقلاب ملی شیر و خورشید، گروههای مختلفی اعلام موجودیت کردند که فارغ از داوری درباره کنشها و شیوه کنشگری آنان، حامل پیامی مهم برای حکومت و حامیان پنهان و آشکار آن هستند: شیوه مبارزه با سرعت در حال تغییر است. فعالیت سیاسی از کنشی فردی، در مسیری مشخص، به سمت تشکلسازی و سازماندهی حرکت میکند. شاید برخی رفتارها، نمایشها و کنشها مورد پذیرش همگان نباشد و حتی بعضی از آنها انطباق کامل با اصول گفتمان انقلاب شیر و خورشید نداشته باشد، اما باید صبور بود و اجازه داد این روند تکاملی مسیر خود را طی کند.
مرتجعان سرخ و سیاه همواره مدعی سازماندهی و بسیج تودهها بودند و مخالفان حکومت ۵۷ در این زمینه دچار ضعف محسوب میشدند. اکنون اما شاهد هستیم که تجمعاتی که با فراخوان رهبر انقلاب ملی برگزار میشود، بدون وابستگی مالی و اجرایی به دولتهای خارجی، با نظم و آراستگی متناسب با گفتمان ملیگرایی ایرانی، همراه با نمادها و نشانههای یکدست و پرچم یگانه ایران، و بدون نیاز به حضور فرقههای ضدایرانی، بهخوبی برگزار میشوند و با استقبال گسترده بخشی از جامعه ایرانی خارج از کشور همراه هستند.
در مجموع، پیروزی در جنگ روایتها، فعالیتهای سازماندهیشده و گروهی، و بروز و تاثیر بر «رفتار جمعی» را میتوان پیشرفتی قابل توجه در مسیر مبارزه علیه حکومتی خونخوار ارزیابی کرد و انتظار داشت که با رشد تفکر سازمانی و ارتقای «رفتار گروهی»، شاهد بروز گستردهتر و کارآمدتر این شیوه مبارزه در داخل کشور و میان معترضان باشیم.
در مجموع، پیروزی در جنگ روایتها، فعالیتهای سازماندهیشده و گروهی، و بروز و تاثیر بر «رفتار جمعی» را میتوان پیشرفتی قابل توجه در مسیر مبارزه علیه حکومتی خونخوار ارزیابی کرد و انتظار داشت که با رشد تفکر سازمانی و ارتقای «رفتار گروهی»، شاهد بروز گستردهتر و کارآمدتر این شیوه مبارزه در داخل کشور و میان معترضان باشیم.
برای بسیاری از ما، کنش جمعی سیاسی تجربهای تازه است. سازماندهی چنین اکثریت پراکنده و منفردی، اگر غیر ممکن نباشد، بسیار دشوار است و همانطور که رضاشاه دوم بارها با تاکید به آن اشاره کرده است فعالیت نهاد محور و تشکیل گروهها و دستجات کوچک باید به صورت جدی الگوی فعالیت سیاسی مخالفان حکومت باشد تا با این روش بتوان جمعیت میلیونی مخالف حکومت را سازماندهی و بسیج کرد. در این راه قدمهایی را که برداشته شده باید ارزشمند دانست و بهجای حمله و تخطئه، در جهت بهبود و رشد آن تلاش کرد. اگر گروه، انجمن یا تشکلی مناسب و همسو با دیدگاه خود برای عضویت پیدا نمیکنیم، خود باید دستبهکار شویم و گروهی کوچک تشکیل دهیم. برای گذار کمهزینهتر از جمهوری اسلامی و تمام تفکرات وابسته به آن، چارهای جز فعالیت نهاد محور و سازماندهی شده نداریم.
پاینده ایران
جاوید شاه







پاسخی بگذارید