الگوی سازماندهی مناسب و شیوه مبارزه موثر برای نسل دیجیتال ایران – هومن یوسفی

ارسال شده در: مقالات | 0

در میانه بحث‌های مربوط به سازماندهی و روش‌های مقابله با جمهوری اسلامی، گروهی با الهام از الگوهای انقلاب‌های خشن چپ‌گرایانه، بر ایجاد هسته‌های چریکی، خانه‌های تیمی و جنگ مسلحانه تاکید دارند و این شیوه مبارزه را تنها راه نجات ایران معرفی می‌کنند.

اما پرسش اساسی این است: آیا الگوی جنگ چریکی و سازماندهی زیرزمینی متعلق به قرن بیستم، واقعا مناسب جامعه ایران در قرن بیست‌ویکم است؟

این پرسش به معنای رد مبارزه مسلحانه یا نفی هیچ‌یک از شیوه‌های مبارزه نیست. مسئله، کارآمدی و تناسب الگوی انتخاب‌شده با شرایط واقعی جامعه است. هر الگوی سازماندهی و هر تاکتیک مبارزه، اگر قرار است به نتیجه برسد، باید بر اساس منابع، امکانات، توانایی‌های انسانی و شرایط اجتماعی موجود انتخاب شود، نه بر اساس علاقه ما به الگوهای تاریخی یا آرزوهایمان.

طبق آخربن آمار و با توجه به ساختار سنی، جمعیت فعال و درصد شهرنشینی و همچنین با بررسی فعالان اعتراضات اخیر خصوص ۱۴۰۴، پیشرانه اصلی و بدنه فعال انقلاب ملی ایران نسل جوانی است که با کامپیوتر و گوشی هوشمند و اینترنت بدنیا آمده و رشد کرده است.

این نسل دیجیتال امکانات و توانایی‌هایی دارد که نسلهای قبل و جنبش‌های قرن قبل حتی در رویاها هم نمی‌توانستند تصور کنند. بنابراین سوال اساسی این است که چرا باید برای این نسل، همان الگوهای سازماندهی و مبارزه‌ای را تجویز کنیم که برای جوامع و فناوری‌های متعلق به چند دهه پیش طراحی شده بودند؟

تغییر فناوری فقط زندگی روزمره را تغییر نداده است؛ ماهیت سازماندهی، ارتباطات، اطلاعات و حتی میدان‌های درگیری را نیز دگرگون کرده است. در جنگ‌های معاصر، فناوری‌های جدید مانند سامانه‌های بدون سرنشین، ارتباطات دیجیتال، تحلیل داده و ابزارهای اطلاعاتی، بخشی از نقش‌هایی را که در گذشته تنها با نیروی انسانی گسترده و تجهیزات سنگین قابل انجام بود، تغییر داده‌اند.

در حالیکه حتی میدان نبردهای بزرگ تغییر پیدا کرده و پهپادها جایگزین موثری برای تسلیحات قدیمی شده و از سوی دیگر با توجه به فاصله گرفتن جوامع از جنبشهای انقلابی و نبود الگویی مناسب برای یک جنبش انقلاب مدرن ما باید با استفاده حداکثری از امکانات موجود بهترین الگوی ممکن برای سازماندهی جنبش و تاکتیکهای مبارزه با نیروی سرکوب و مراقبت از معترضین در اعتراضات آینده را بوجود آوریم.

برای روشن‌تر شدن این موضوع به سه واقعه مهم باید اشاره کرد.

تجربه جنگ اوکراین نمونه روشنی از این تحول است. یکی از ویژگی‌های قابل توجه این جنگ، استفاده گسترده از فناوری‌های جدید و به‌کارگیری نیروهای انسانی با مهارت‌های غیرسنتی در کنار ساختارهای نظامی بوده است. افرادی که لزوما در یک الگوی سنتی نظامی نیروی رزمی موثری محسوب نمی‌شدند، توانسته‌اند با اتکا به مهارت‌های فنی و فناوری، به ظرفیت‌های جدیدی تبدیل شوند.

بعد از تجاوز روسیه و اشغال خاک اوکراین، برای مقابله با قدرت زرهی و نفرات بالای نظامیان روسیه، شیوه کم هزینه اما بشدت موثری توسط ارتش اوکراین بکار گرفته شد.

ارتش اوکراین با استفاده از گیمرهای بازی‌های ویديویی توانست واحدی از پهپادهای انفجاری را علیه نفرات و تسلیحات روسیه بوجود آورد. این واحدها با استفاده از پهپادهای ارزان قمیت (FPV: First Person View) و ایجاد تغییراتی برای حمل محموله‌های انفجاری کوچک توانستند ضربات کاری به بدنه ارتش روسیه وارد کنند.

این الگوی کارآمد با استفاده از منابع انسانی که اگر تفنگ به دستش میدادند در میدان جنگ دوام زیادی نمی‌آورد توانست نیرویی تاثیرگذار بسازد که نیازی به تسلیحات چند صد هزار دلاری هم نداشتند.

اهمیت این تجربه فقط در یک ابزار خاص نیست؛ درس مهم‌تر آن تغییر تعریف نیروی موثر است. فناوری می‌تواند به فردی که در الگوی سنتی مبارزه ظرفیت محدودی دارد، امکان ایفای نقشی موثر بدهد.

آنسوتر اسراییل توانست سهمگین‌ترین ضربه به بدنه گروه تروریستی حزب‌الله که بشدت در جامعه لبنان در هم تنیده شده بدون شلیک حتی یک گلوله وارد کند. عملیات پیجرها استفاده حیرت انگیز از ترکیب عملیات اطلاعاتی و تکنولوژی بود.

ضربه بعدی را اسراییل با انبوه ریزپرنده‌های غیرقابل مهار در داخل ایران به جمهوری اسلامی طی جنگ دوازده روزه وارد کرد. هزینه پایین ساخت و سادگی تولید، دقت بالا و کارایی زیاد هم در حمله و نابودی اهداف و هم جمع‌آوری اطالاعات این ریزپرنده‌ها را به اسلحه‌ای مخوف تبدیل کرد.

بنابراین مسئله اصلی برای انقلاب ملی ایران نباید صرفا انتخاب میان «تفنگ» و «عدم استفاده از تفنگ» باشد. پرسش مهم‌تر این است که چگونه می‌توان ظرفیت‌های واقعی جامعه ایران امروز را در یک سازماندهی موثر و شیوه مبارزه موفق تبدیل کرد؟

استفاده از این تجربیات با وجود نسل جوان هوشمند و توانایی بالای این نسل در استفاده از فن‌آوریها می‌تواند توازن قوا را به سود ملت ایران تغییر دهد. در این مسیر، روابط سیاسی رضاشاه دوم با اسرائیل و اوکراین نیز می‌تواند در آینده زمینه‌ساز بهره‌گیری از تجربه، دانش و ظرفیت‌های این کشورها باشد.

این موضوعات اهمیت زیادی دارند، زیرا منابع یک جنبش فقط نیروی انسانی داخل کشور نیست. دانش، فناوری، تجربه کشورهای دیگر و امکان همکاری بین‌المللی نیز می‌توانند بخشی از منابع در دسترس انقلاب ملی ما باشند.

از امتیازات مهم استفاده از پهپادها را می‌توان ارزان قیمت بودن، راحتی ساخت و جابجایی در مقایسه با سلاح گرم، عدم نیاز به مهمات خاص از قبیل خشاب و گلوله که خود هزینه بالا و مشکلات دسترسی دایمی دارد، عدم نیاز به رویارویی مستقیم با نیروهای سرکوب وحشی و مسلح و تطابق بسیار بالا با توانایی جمعیت معترض اشاره کرد.

ضربه زدن و زمین‌گیر کردن نیروی سرکوب مسلح حکومت بدون نیاز به رویارویی مستقیم بدون شک در کاهش هزینه جانی و فردی موثر خواهد بود. تغییر معادله هزینه و فایده به نفع معترضین گام بزرگی در شکست نیروی سرکوب جمهوری اسلامی است.

با توجه به این توضیحات، شاید بهتر باشد به جای تلاش برای بازسازی الگوهای چریکی قرن بیستم، به دنبال طراحی الگویی متناسب با جامعه ایران امروز باشیم؛ الگویی که نقطه شروع آن توانایی‌ها و منابع واقعی مردم ایران باشد. ساختار سنی جوان جمعیت ایران، نسلی که با فناوری دیجیتال رشد کرده، لزوما نباید با الگوی مبارزاتی نسل‌های گذشته سازماندهی شود.

استفاده از این تجربیات با وجود نسل جوان هوشمند و توانایی بالای این نسل در استفاده از فن‌آوریها می‌تواند توازن قوا را به سود ملت ایران تغییر دهد. در این مسیر، روابط سیاسی رضاشاه دوم با اسرائیل و اوکراین نیز می‌تواند در آینده زمینه‌ساز بهره‌گیری از تجربه، دانش و ظرفیت‌های این کشورها باشد.

اگر در قرن گذشته، قدرت یک جنبش تا حد زیادی به تعداد افراد مسلح، سلاح و توانایی حضور فیزیکی آنها وابسته بود، در قرن بیست‌ویکم متغیرهای دیگری مانند اطلاعات، شبکه‌سازی، فناوری، تخصص، سرعت ارتباطات و توانایی سازماندهی نیز اهمیت تعیین‌کننده پیدا کرده‌اند.

بنابراین هدف نباید تقلید از جنگ‌های گذشته باشد، هدف باید ساختن مدلی متناسب با ایران امروز باشد.

این الگوی سازماندهی و مقابله با نیروی سرکوب یا هر مدل دیگری از مبارزه تنها هنگامی امکان پیشرفت و کار دارد که گام ابتدایی و شالوده آن برقرار شود. ساخت گروه‌های کوچک چند نفره پیش‌نیاز اتخاذ هر تاکتیک یا الگویی است.

در این چارچوب ایده «گارد جاویدان» می‌تواند الگوی مناسبی برای ایجاد چنین سازماندهی باشد. دفترچه گارد جاویدان راهنمای جامعی برای تشکیل گروه‌های کوچک مستقل در قالب سلولهای یک شبکه یکپارچه است که تحت نظر رضا شاه دوم در پروژه شکوفایی ایران معرفی و منتشر شده است. این راهنما در وب سایت رسمی این پروژه «ایران را پس می‌گیریم» در دسترس عموم قرار دارد. (پیوند)

انتخاب الگوی سازماندهی بر اساس راهنمای «گارد جاویدان» مناسب با شرایط ایران و موثر در مقابل شیوه نفوذ و سرکوب حکومت است که همراه با اتخاذ تاکتیک و استراتژی مبارزه مطابق با توانایی‌ها و منابع ما می‌تواند گام موثری در پیروزی انقلاب ملی شیر و خورشید باشد.

پاینده ایران

جاوید شاه

هومن یوسفی

فعال سیاسی، مشروطه خواه هدف از تلاشم بازگشت پادشاهی پهلوی، آزادی و آبادی میهنم، ایران است.

پاسخی بگذارید