پیامدها، منافع و خسارات پدیده جهانی شدن (گلوبالیسم)

ارسال شده در: مقالات | 0

گلوبالیسم یا جهانی شدن، فرآیند تعامل بین ملتها، دولت ها و شرکتها در سراسر جهان است. با پیشرفت حمل و نقل جهانی و بالا رفتن تبادل اطلاعات روند جهانی شدن از قرن ۱۸ شتاب بیشتری گرفته است. افزایش تعاملات جهانی باعث رشد تجارت بین المللی و تبادل افکار، باورها و فرهنگ و قراردادهای میان کشورها شده است.

بر این اساس میتوان پدیده جهانی شدن را در چهار جنبه مهم دسته بندی کرد(۱):

  • تجارت و معاملات
  • جابجایی سرمایه و سرمایه گذاری 
  • مهاجرت و جابجایی مردم
  • انتشار دانش

با توجه به این جنبه ها میتوان پدیده جهانی شدن را در سه حوزه اصلی تقسیم و بررسی کرد. این سه حوزه عبارتند از: جهانی شدن اقتصاد، جهانی شدن فرهنگ و جهانی شدن سیاست. در این مبحث بیشتر بر روی جهانی شدن سیاست تاکید کرده و جنبه های دیگر را در رابطه با آن بررسی میکنیم.

بعد از جنگ دوم جهانی و برقراری صلح، نیاز به نهادهایی جهانی در حد تعامل بین دولتها بمنظور ایجاد نظم و امنیت برای جلوگیری از تکرار چنین فجایع انسانی و همچنین نظارت برای پایداری صلح جهانی حس میگردید.

فاتحان جنگ و دیگر کشورهای رسمی با تاسیس سازمان ملل متحد گام بزرگی در راستای قانونمند نمودن جهان و روابط بین دولتها برداشتند و در این راستا اولین منشور ملل متحد در سال ۱۹۴۵ تهیه و به امضا ۵۰ کشور شرکت کننده رسید(۲)(۳).

این منشور رامیتوان اولین حرکت جهت قانونمند نمودن روابط بین ملل و جهانی شدن در عصر مدرن دانست. با تاسیس این سازمان در حقیقت روابط بین کشورها از حالت توافقی به مرحله قانونمندی ارتقا یافت. در اساسنامه سازمان ملل متحد هدف و نحوه اداره همه سازمانهای تابعه آورده شده است. اندیشمندان زیادی گفتمانهای مختلفی برای ساخت و برقراری هماهنگی در جامعه جهانی و روابط داخلی و خارجی ملل ارایه داده بودند و برای برقراری یک نظم نوین، جامعه جهانی میبایستی از میان جهان بینی های مختلف مانند سوسیالیسم، فاشسیم، راسیسم، اسلامی و یا لیبرال دمکراسی، مدلی را بعنوان الگو انتخاب میکرد.

تفاوت دیدگاهها در جهان بینی انتخابی، جابجایی قدرتها و تبدیل شدن امریکا بعنوان یکی از دو ابر قدرت جهانی در مقابل شوروی یکی از علل بروز جنگ سرد بود. تقابل نظم لیبرال دمکراسی با سوسیالیسم باعث تحولات بزرگی در جهان و روابط بین ملل گردید و سپس این تغییرات با شکست جهان بینی سوسیالیستی و فروپاشی شوروی وارد روند جدیدی گردید. چنانکه حتی چین نیز در پس یک دوره اصلاحات اقتصادی درحال فاصله گرفتن از ایدههای سوسیالیستی و کمونیستی میباشد. در حال حاضر میتوان گفت که گفتمان غالب در جهان برای همسویی با جامعه جهانی گفتمان لیبرال دمکراسیست.

یکی از اصلیترین شرایط برای مشارکت و حضور در جامعه جهانی داشتن Sovereign state میباشد که خود موضوع مهمی است که در مقالات بعدی به آن خواهم پرداخت.(۴)(۵)

هر کشوری که برای تامین منافع ملی، گسترش و توسعه اقتصادی و صنعتی قوانین جامعه جهانی را پذیرفته باشد لاجرم در فرآیند جهانی شدن شرکت دارد و از منافع و مضرات آن سهم خواهد برد. این پدیده نیز مانند هر دستاورد بشری باید توسعه و بهبود یافته و نقاط ضعف آن برطرف گردد.

آنچه مسلم است در این پروسه در یک رقابت همه کشورها تلاش میکنند تا بیشترین منافع رو برای خود تضمین کنند و بر همین اساس است که برای جلوگیری از مناقشات و یا حتی جنگ بر سر منافع و همچنین ایجاد شرایط یکسان قوانینی در حوزه مربوطه در سطح ملل وضع شده و توسط یک سازمان بین المللی بر اجرای آن نظارت میگردد.

در طی سالهای بعد از فروپاشی شوروی و قدرتنمند شدن چین در زمینه اقتصاد و تجارت جهانی، گفتمانی جدید توسط این قدرت نوظهور در حال شکلگیری و تحمیل به بعضی کشورهاست. از عوامل موثر در موفقیت این گفتمان مخرب میتوان به اختلاط مفاهیم، تحریف صورت مسئله و ادعاهای بی اساس سیاستمداران پوپولیست اشاره کرد.

یکسان نمودن جهانی شدن با مفهوم جهان وطنی باعث شده است که یکی از دستاوردهای سیاستمداران راستگرا در چند دهه اخیر، به یک مفهوم چپ و سوسیالیستی معرفی شده و در نتیجه راههای پیشرفت و توسعه این پدیده دچار مشکل گردد. 

برخلاف آنچه بعضی سیاستمدارن مخصوصن سیاستمداران پوپولیست عنوان میشود شکل گرفتن این گفتمان مخرب که چین ارايه کرده است، زاییده پدیده جهانی شدن نبوده است. ضمن اینکه گلوبالیزیشن با جهان وطنی یکسان نیست. این تحریف مسئله باعث تفرق کشورها و در نتیجه عدم توانایی برای دست نیافتن به راه حلی برای مقابله با گفتمان مخرب جدید گشته است.

برای درک بهتر مشکلات باید ابتدا با مفاهیم، گفتمان ها و پدیده ها آشنا شد. برخلاف ایده جهان وطنی که زاییده تفکر اندیشمندان چپگرا بود پدیده جهانی شدن، با اندیشه لیبرال دمکراسی (۶) یک ایده راستگراست و توسط کشورهایی ترویج میشود که بهترین حالت حقوق شهروندی، حق مالکیت فردی در حاکمیت دولت همراه با میهن گرایی و ملی گرایی را دارا هستند.

گلوبالیسم فرآیند جهانی شدن و ملحق شدن یک کشور رسمی به جامعه جهانی در چهارچوب قوانین مشخص بین المللیست. این پدیده مغایرتی با حاکمیت، ارزشها، رسوم و تاریخ ملی کشورها ندارد هرچند در این فرآیند باید تبادل فرهنگی، مهاجرت و جابجایی سرمایه و سرمایه گذاری پذیرفت و اثرات آنها را کنترل کرد.

آنچه باعث نارضایتی برخی از افراد از فرآیند گلوبالیسم شده، عدم سیاست گذاریهای درست داخلی برای کنترل اثرات تعامل فرهنگی و مهاجرتها، عدم درک درست از دستاوردها و هزینه های جهانی شدن و از همه مهمتر فعالیت گروههای چپگراست.

فشار گروهها و احزاب چپگرا که در سایه ایدئولوژی لیبرال دمکراسی فعالیت آزادانه دارند بر سیاستها و قوانین داخلی و بین المللی باعث شده عرصه رقابت بین المللی نابرابر گردد. این گروهها نتنها نفوذی در کشوری مانند چین ندارند و نمیتوانند استاندارهایی که در جوامع آزاد خواستارند را بر این کشور اعمال کنند.

این تفاوت در اداره کشور و فرق فاحش در استاندارهای زندگی باعث میشود که چین در بسیاری از زمینه ها از پدیده جهانی شدن سواستفاده کند. بطور مثال تفاوت زیاد دستمزد، رفاه و آزادیهای فردی یک کارگر در جهان غرب با چین، اختلاف برخورد با فساد، تفاوت اساسی بازار آزاد و مستقل در مقابل اقتصاد دولتی چین، سیاستهای مالی و پولی، قوانین حفاظت از محیط زیست و غیره امکان رقابت در تولید در شرایط برابر را از بین برده و چین بدون فشار احزاب چپگرایی مشابه احزاب فعال در غرب براحتی توانسته با دور زدن قوانین بین المللی و یا تقلب در عرصه اقتصادی پیشرفت زیادی کند.

این پیشرفت نا عادلانه اقتصادی که امکان پیشروی سیاستهای تمامیت خواهانه چین را نیز بوجود آورده باعث نارضایتی شهروندان کشورهایی شده است که با سیستم لیبرال دمکراسی اداره میشوند. آنچه بعنوان مشکل میتوان نام برد از نگاه نگارنده این متن، نه پدیده جهانی شدن که عدم داشتن استانداردهای یکسان در میان کشورهاست.(۶)

نهایتن برای حل این مشکل باید کشورهایی که از منافع جامعه جهانی بهرمنده شده اند را وادار کرد تا قوانین و شرایط یکسانی را نیز رعایت کنند. بعنوان مثال کنترل ارزش پول ملی، شرایط کار و محیط کار، شرایط حقوق و مزایای کارگر و کارمند و تعریف فساد و مبارزه با آن. همچنین برای داشتن جایگاه بالا و مناسب در عرصه بین المللی هر کشوری باید در بالا بردن تولیدات خود اعم از تولیدات فرهنگی، صنعتی و علمی و نظری تلاش بی وقفه ای داشته باشد. چنین تلاشی که همتی ملی میطلبد بدون داشتن احساسات ملی گرایانه و میهن دوستانه امکان پذیر نیست. شاهد این ادعا کشورهای موفق در جامعه جهانی و میزان میهن دوستی شهروندان آنهاست.

بدون مشارکت در جامعه جهانی و با انزوا هیچ کشور و ملتی توان پیشرفت و توسعه و نهایتن ادامه حیات نخواهد داشت. 

کشور ما ایران، پتانسیلهای لازم برای مولد بودن در جامعه جهانی را در بر دارد، تاریخ ایران گواه ملتی یکپارچه و میهن پرست است که توانایی ملحق شدن به جامعه جهانی و سودمندی دو جانبه از آن را داراست. 

با برقراری یک حکومت پادشاهی مشروطه در غالب یک لیبرال دمکراسی میتوان دوباره عضوی موثر بین ملل شد و اثرات مخرب دوران سیاه جمهوری اسلامی را پاک کرد.

——————————————————————–

(1) In 2000, the International Monetary Fund (IMF) identified four basic aspects of globalisation: trade and transactions, capital and investment movements, migration and movement of people, and the dissemination of knowledge. Globalising processes affect and are affected by business and work organisation, economics, sociocultural resources, and the natural environment. Academic literature commonly divides globalisation into three major areas: economic globalisation, cultural globalisation, and political globalisation.

(2) United Nation

(3) United Nations Charter (full text)

(4) Sovereign state

(5) Definition of Country, State, Nation and Nation-state

(6) In 1848, Karl Marx noticed the increasing level of national inter-dependence brought on by capitalism, and predicted the universal character of the modern world society. He states:

“The bourgeoisie has through its exploitation of the world market given a cosmopolitan character to production and consumption in every country. To the great chagrin of Reactionists, it has drawn from under the feet of industry the national ground on which it stood. All old-established national industries have been destroyed or are daily being destroyed. . . . In place of the old local and national seclusion and self-sufficiency, we have intercourse in every direction, universal inter-dependence of nations.”