پیوند مطالبات سیاسی به اعتصابات، اعتراضات و خرده مطالبات اجتماعی

ارسال شده در: مقالات | 0

 برای تغییر حکومت و گذار از جمهوری اسلامی نیاز به همراهی همه اقشار جامعه ست. جامعه ساختار پیچیده ای و لایه ای دارد، هر لایه از طبقات مختلف درست شده  و یک از این طبقات دارای مطالبات متفاوت هستند. ماهیت بیشتر این مطالبات سیاسی نیست ولی همه آنها فقط با سیاست و توسط فعالین حزبی یا سیاسی-اجتماعی باید برنامه ریزی، اجرا یا به جریان انداخته بشوند.

مهمترین وظیفه سیاستمدار یا فعال سیاسی-اجتماعی ترجمه درست خرده مطالبات مردم به زبان سیاسی و وارد کردن آنها به گفتمان سیاسی کلان در چهارچوب مشخص و ارایه برنامه برای رسیدن به آنهاست.

احزاب سیاسی برای همراه کردن تعداد بیشتری از مردم و جلب حمایت آنها باید توانایی داشته باشند که مطالبات و دغدغه های مردم رو منعکس کنن. گروه سیاسی که بهتر بتواند صدای مردم باشد میتواند پایگاه اجتماعی قویتری هم برای خود بوجود بیاورد.

در وضعیت کنونی نیز فعالین سیاسی باید تلاش کنند تا صدای مردم داخل ایران رو منعکس و به مطالبه سیاسی ترجمه کنند. گروه یا حزبی که بتواند این مهم را بهتر انجام دهد در آینده ایران نیز حمایت مردمی بیشتری خواهد داشت.

متاسفانه بسیاری از فعالین سیاسی-اجتماعی ما با تمرکز بر روی کلیت هدف مردم یعنی نه به جمهوری اسلامی فراموش میکنند که این مطالبه سیاسی را به خرده مطالبات اجتماعی اقشار مختلف مردم متصل و جلب اعتماد کنند. بدون این اعتماد هیچ حزبی یا گروه سیاسی قادر به سامان دهی حرکت اجتماعی داخل ایران نیست.

نمونه خوب برای مثال موفقیت در جذب مخاطب میتواند مسیح علینژاد باشد. فارغ از تایید یا رد این فعالی اجتماعی-سیاسی باید توجه کرد که چطور با بخشهای مختلف جامعه ارتباط برقرار کرد و کمپینهای موفقی ایجاد یا حتی مصادره کرد. مسیح علینژاد با تاکید و اصرار بر خرده مطالبه بخشی از جامعه بهمراه جاه طلبی لازمه یک فعال سیاسی-اجتماعی توانست با مردم ارتباط نزدیک و دو طرف برقرار کند، ایجاد این ارتباط به او این امکان را میدهد تا بتواند خارج از دنیا مجازی حرکت اجتماعی مانند دوربین ما اسلحه ما یا نه به حجاب اجباری را نیز ساماندهی کند. مسیح علینژاد بخوبی این خرده مطالبات را به نه به جمهوری اسلامی ترجمه کرد.

حمایت بخشی از جامعه با مسیح علینژاد این امکان را بوجود میاورد تا در آینده این سرمایه را بر حسب علایق و منافع حزبی یا شخصی استفاده کند.

هیچ یک از گروههای سیاسی ما نه بر این ایده سرمایه گذاری کردند و نه اساسن اهمیت آن را درک کردند. شاهد این مدعا چهل و سه سال تلاش بی فرجام همه گروههای سیاسی خارج از ایران برای سازماندهی حرکت اجتماعی در ایران است.

گروههایی هستند که ماهیتشان مطالبه خواستهای بخشی از جامعه ست، مثل کمونیست کارگری یا بقیه گروههای چپ اما سابقه بد و مشارکت آنها در انقلاب ۵۷ اعتبار و پایگاهی در میان ملت باقی نگذاشته و عملن طی چهار دهه گذشته هیچگاه نتوانستند صدای کارگران و یا مردم محروم باشند و کاری به سود آنها انجام دهند.

در تمام کشورهای آزاد و مدرن، تمام تلاش احزاب سیاسی جذب اکثریت آرای مردم برای کسب سهم بیشتری از قدرت در اداره کشورست. حزبی که خواستهای رای دهندگان را بهتر و بیشتر نمایندگی کند رای بیشتری هم کسب میکند.

فعالین سیاسی یا احزاب سیاسی ما در حال حاضر با توجه به نبودن مکانیزم صحیح و درستی در سنجش وزن و حمایت مردمی عملن توانایی ائتلاف کارآمد ندارند. هر حزب و دسته برای خود وزن سیاسی بالای تصور میکند یا اساسن وجود سایر احزاب ویا گروههای سیاسی را به رسمیت نمیشناسد و حاضر نیست در یک شرایط مساوی برای رسیدن به هدف اصلی یعنی سرنگونی جمهوری اسلامی با هم ائتلاف کنند.

پیمان نوین که از سوی شاهزاده رضا پهلوی ارايه شد تنها راه حل برون رفت از این معضل تاریخی ست. مهمترین پیام این پیمان، دعوت همه فعالین و احزاب سیاسی به قبول همسنگ بودن و برابر بودن آنها نزد ملت ایران تا آزادی ایران از شر فرقه تبهکار و برگذاری یک رفراندوم آزاد است. تنها و فقط تنها پس از امکان برگزاری یک انتخابات آزاد در سایه یک قانون اساسی مدرن میتوان وزن سیاسی احزاب را سنجید.

پس از اینکه بسیاری از مردم معترض در دی ماه سال۹۶ و آبان ۹۸ به صراحت حمایت خود را از شاهان سلسله پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی اعلام کردند، دیگر گروههای سیاسی خصوصن احزاب و گروههایی که در انقلاب ۵۷ نقش داشتند امکان یکه تازی در فضای غیرشفاف را از دست دادند و تسلیم خواسته درست مردم برای تعیین حکومت با توسل به رفراندوم بعد از سقوط جمهوری اسلامی شدند.

ما در شرایط دشوار و سرنوشت سازی بسر میبریم. جمهوری اسلامی محکوم به فروپاشی ست، اما اگر فعالین-سیاسی و احزاب همچنان بر اشتباهات گذشته خود پافشاری کنند و بجای پرداختن به خواستهای ملت ایران بر منافع حزبی خود اصرار کنند و درگیر ایدئولوژی های حزبی باشند، این فروپاشی بدون هدایت سیاسی رخ خواهد داد. فروپاشی بدون هدایت سیاسی عواقب جبران ناپذیری در آینده مملکت خواهد داشت.