شورای تصمیم، محصولی از افراد مردود با ذهنهای کند و فرتوت

ارسال شده در: مقالات | 0

در بیش از چهار دهه گذشته، مخالفان و آنها که فقط تصور میکنند مخالف جمهوری اسلامی هستند، از پی «اتحاد همه با هم» دویده‌اند و بیشمار شورا و اتحادیه و سازمان همبستگی که شکل نگرفته بدون نتیجه از بین رفتند و نه تنها باعث همگرایی نشدند که شکافها را ژرفتر و فضای سیاسی را بیش از بیش غبارآلود کردند.

افراد تکراری که سالهاست از زمان بازنشستگی آنها گذشته با ایدئولوژی‌های ورشکسته و ایده‌های مخرب و ناممکن با لجاجت تمام سر به دیوار کوچه بن‌بست سیاست ایران می‌کوبند تا با تکرار یک راه حل اشتباه نتیجه متفاوت بگیرند، بی‌توجه به هزینه‌ای که بر مردم تحمیل کرده‌ و میکنند.

بعلت همین ناکارآمدی و مضر بودن این گروهها و فرقه‌ها بود که شاهزاده رضا پهلوی که در سخنانی مستقیم با ملت ایران، اپوزیسیون اصلی را مردم داخل ایران خواند و برای همین صراحت و صداقت مورد حمله همین کاسبان عرصه سیاست در خارج از کشور قرار گرفت.

امروز، بزرگترین اپوزیسیون و آلترناتیوِ جمهوری اسلامی، شما ملت ایران هستید که از همیشه متحدترید و بدون توجه به دسته‌بندی‌ها و گرایش‌های سیاسی، چپ و راست، جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه‌، دوشادوشِ هم برای آینده‌ای بهتر تلاش و مبارزه می‌کنید. شما شایسته بهترین‌ها هستید و به آن خواهید رسید.

شاهزاده رضا پهلوی – واشینگتن دی‌ سی – ۳ ژوئن ۲۰۲۲ (۱۳ خرداد ۱۴۰۱)

اپوزیسیون خارج از کشور که می‌توانست با استفاده از امکانات و آزادی در کشورهای غربی نقش هدایت و رهبری مخالفان جمهوری اسلامی را برعهده گرفته و با سازماندهی اعتراضات در داخل و خارج از کشور هزینه گذر از جمهوری اسلامی را کاهش دهد، بعلت پیرمغزی، لجاجت ایدئولوژیکی و تفاوتهای بنیادین در ارزشها، در بهترین حالت تبدیل به پاتوقی برای پیرمردان و زنانی شده که فعالیت سیاسی را نه برای نتیجه که فقط برای تفنن و گذران وقت و دید و بازدید میبینند و در دیگر سو عرصه فعالیت کاسبانی شده که از این راه برای خود منبع درآمدی ایجاد کرده و تلاششان نه برای براندازی جمهوری اسلامی که در جهت استمرار این منبع مالی و درآمد متمرکز شده است.

یکی از آخرین اتحادیه‌های اضداد که در چند روز گذشته اعلام وجود کرده شورایی است بنام «تصمیم» که قرار است مجلس ملی در تبعید باشد! اولین نکته که بشدت ذوق خواننده را از بین میبرد، لوگویی خالی از هویت است. نقشه ایران بدون دریای کاسپین و خلیج فارس! اما در همان چند خط اول مقدمه است که میتوان دریافت این علامت بی اصل و نصب ساخته و پرداخته کدامین تفکرات است.

یکی از آخرین اتحادیه‌های اضداد که در چند روز گذشته اعلام وجود کرده شورایی است بنام «تصمیم» که قرار است مجلس ملی در تبعید باشد! اولین نکته که بشدت ذوق خواننده را از بین میبرد، لوگویی خالی از هویت است. نقشه ایران بدون دریای کاسپین و خلیج فارس! اما در همان چند خط اول مقدمه است که میتوان دریافت این علامت بی اصل و نصب ساخته و پرداخته کدامین تفکرات است.

این شورا تلاش می‌کند با تکیه بر نقاط توافق واشتراک، امکان تجمع وسیع‌ترین نیروهای مبارز سیاسی، مدنی و اتنیکی دمکراسی‌خواه را فراهم آورد.”

برای همبستگی و یا همکاری اصل اول، اشتراک در ارزشهای بنیادین است. هیچ چسبی توان کنار هم نگهداشتن گروههای سیاسی که ارزشهای متضادی را پیگیری میکنند ندارد و اصرار بر ایجاد همبستگی میان این گروهها یا برای بقا در عرصه سیاست مطرح میشود یا از سرنادانی و میل به دیده شدن.

وقتی نام فواد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) که اسنامه و فلسفه وجودی آن حفظ تمامیت ارضی و مخالفت با فدرالیسم بعنوان نیرنگی برای تجزیه ایران کنار نام افرادی چون علی جوانمردی، رضا حسین‌بر، سعید پورعبدالله و… که زندگی و وجود و همه عمر فعالیتشان بر ضد ملت و ایران و دشمنی با تمامیت ارضی ایران بوده میبینیم این سوال بوجود میآید که چگونه و با چه انگیزه ای دو گروه که در جهان واقع و در طول تاریخ روبروی هم قرار داشته اند و بخاطرش جنگهای زیادی در گرفته، کنار هم قرار گرفته و قرار است چه تصمیمی برای ملت ایران بگیرند؟ این جمع اضداد بر سر کدام ارزشها مصالحه یا کوتاه آمده اند که در توانسته اند در کنار هم شورایی برای تصمیم گیری در سطح ملی بنا کنند؟

در بخشی از بیانیه اعلام موجودیت این آش سیاسی آمده:

“هر گروه و شخصیت، ضمن حفظ تعهدات سیاسی و سازمانیِ خود، با قبول ارزش‌ها و اعتباراتِ اصلیِ دمکراتیسم، در تشکیل و تقویت آن مشارکت کند.”

میدانیم که تعداد زیادی از آن 104 کاسب سیاسی که امضای خود را پای این اعلامیه گذاشته اندو یا در آینده اضافه میکنند، در احزاب و سازمانهایی فعالیت میکنند که اساس و بنیان ایدئولوژی آنها برای ساخت ملتهای متعدد در ایران و اعطای «حق تعیین سرنوشت» مطابق آموزههای لنین و استالین به آنان برای تجزیه ایران است. اینان اجنبیهای خائنی چون شیخ خزعل، میرزا جنگلی، پیشه وری یا قاضی محمد را قهرمانان خود میخوانند و شاهان پهلوی را بخاطر حفظ تمامیت ارضی ایران و تار و مار کردن فرقه های بربر و یاغی دشمن میدانند.

حال باید پرسید چگونه با این گروه بظاهر نامنجانس با حفظ تعهدات سیاسی و سازمانی خود میخواهند برای یک ملت و یک کشور تصمیم بگیرند؟ پشت هر وطن دوست ایرانی از تصور اینکه بر فرض محال این شورا به مرحله عمل برسد و تصمیماتی که تصویب میکند خواهد لرزید.

پنداری راهزنان و دزدان با حفظ تعهدات شغلی خود شورایی برای تعیین مسیر عبور کاروان تشکیل داده اند. این دست فعالیتها که برای اثبات وجود علائم حیاتی در لاشه پوسیده گروهها و احزاب بی وزن و بدون حقانیت اجتماعی خارج از ایران برای سهم خواهی از قدرت در آینده کشور و پس از نابودی جمهوری اسلامی صورت میگیرد، هیچ نتیجه ای جز انحراف افکار و هدر رفتن انرژی و نهایتن بی اعتمادی به سازمانها و گروههای سیاسی نداشته و نخواهد داشت.

 پنداری راهزنان و دزدان با حفظ تعهدات شغلی خود شورایی برای تعیین مسیر عبور کاروان تشکیل داده اند. این دست فعالیتها که برای اثبات وجود علائم حیاتی در لاشه پوسیده گروهها و احزاب بی وزن و بدون حقانیت اجتماعی خارج از ایران برای سهم خواهی از قدرت در آینده کشور و پس از نابودی جمهوری اسلامی صورت میگیرد، هیچ نتیجه ای جز انحراف افکار و هدر رفتن انرژی و نهایتن بی اعتمادی به سازمانها و گروههای سیاسی نداشته و نخواهد داشت.

جنبش ملی براندازی جمهوری اسلامی باید بسمت ساخت تشکیلات و ایجاد سازمان و سازماندهی اعتراضات و فعالیتهای خود باشد، ما باید قبول کنیم که جز خودمان هیچ کشور و حکومتی از ما حمایت نکرده و نمیکنند بنابراین نابودی جمهوری اسلامی مسلح به پول نفت و حراج مملکت و مزدود را فقط و فقط همبستگی ملی و اتحاد مردمی بین «ملت ایران» امکان پذیر مینماید. با توجه به ناکارآمدی و حتی مضر بودن بسیاری از سازمانها و چهرهای منسوخ و همیشگی سیاست خارج از کشور، تشکیل نهادها برای هدایت و هماهنگی در جنبش ملی بر عهده نیروهای جوان و وطنپرست داخل و خازج از کشور است. باید با دوری کردن از این شوراهای بی هویت و افراد ضد ملی بسمت تشکیل نهادها کوچک اما کارآمدی رفت که حفظ ارزشهای ملی را بعنوان اصول بنیادین خود تعیین میکنند. این اصول شامل یک ملت-یک کشور، حق حاکمیت ملی، یکپارچگی کشور و حقوق شهروندی است و با تکیه بر این ارزشها میتوان با ایجاد اعتماد بین مردم، حقانیت اجتماعی بوجود آورده و امکان سازماندهی اعتراضات ضذ جمهوری اسلامی را فراهم ساخت.

باید توجه کنیم ضامن حفظ کشور در دوران پر تلاطم گذار از جمهوری اسلامی به یک حکومت ملی، غالب شدن گفتمان ملیگرایی بر دیگر گفتمانهای مخرب و ضد ملی.ست. هرچقدر حقانیت و وزن اجتماعی گفتمان ملی که شاهزاده رضا پهلوی بعنوان وارث شایسته نهاد پادشاهی آن را نمایندگی میکند بیشتر باشد در دوران پس از نابودی جمهوری فرقه تبهکار هزینه برقراری نظم و برگشتن به مسیر درست پیشرفت و توسعه در مقابل تهدیدهای تجزیه طلبان و پسمانده های جمهوری اسلامی کاهش پیدا کرده و ریسک روی کار آمدن یک حکومت مافیایی کمتر میگردد.

دنبال کردن هومن یوسفی:

فعال سیاسی، وبلاگ نویس مشروطه خواه و دوستدار ایران. آرزو میکنم میهنم را آزاد و سربلند و یکپارچه ببینم و برای برقراری مجدد نهاد پادشاهی و بازگشت میهن به مسیر پیشرفت و تمدن تمام تلاشم را خواهم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.